حاج ملا هادي السبزواري

339

شرح مثنوى

( ( 1642 ) ) چون قفاها كانبيا برداشتند * ز ان بلا سرهاى خود افراشتند ن 1123 12 - ك 377 3 چون قفا : سيلى بر قفا مراد است . خواجه حافظ گويد : قفا خوريم و ملامت كشيم و خوش باشيم كه در طريقهء ما كافرى است رنجيدن ( ( 1639 ) ) كو نه آن شاهست كت سيلى زند * كه نبخشد تاج و تخت مستند ن 1123 9 - ك 377 1 كه نبخشد : به نون . ( ( 1643 ) ) ليك حاضر باش در خود اى فتى * تا به خانه او بيابد مر ترا ن 1123 13 - ك 377 3 ليك حاضر باش : يعنى بايد مراقب بود تا ببينى كه از قفا خوردنى ، چه خلعتهايى به صبر و تسليم و ملامت كشى - كه موت اسودش گويند - مىرسد . و اگر مراقبه نباشد ، چيزى نمىرسد . مثل متاعب حيوانات عجم است ، كه « إنَّما الأعمالُ بِالنِّيَّاتِ » ( 1 ) . ( ( 1650 ) ) گفت قاضى بس تهى رو صوفيى * خالى از فطنت چو كاف كوفيى ن 1124 3 - ك 377 9 تهى رو : يعنى بىرويى از اينكه ملزوم را بىلازم ، و شىء را بىذاتى طمع دارى . ( ( 1651 ) ) تو بنشنيدى كه آن پر قند لب * غدر خياطان همىگفتى به شب ن 1124 4 - ك 377 9 غدر : به غين معجمه و دال و راء مهملتين ، فريب و خدعه . و غَرض از ذكر حكايت آن است كه در خالى بودن از فطانت ، تو هم مثلِ آن تركى . و در ضمن حكايت جواب مىدهد كه شب چراغ روز را ندزدد ، بلكه بيفروزد . مثل آن است به وجهى كه درزى غدّار پاره‌هاى جامه را نبرد ندزدد . * ( « قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ الله عَلَيْكُمُ اَللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ اَلْقِيمَةِ 28 : 71 . . . * ( مَنْ إِله غَيْرُ الله يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ » 28 : 72 ( 2 ) . ( ( 1653 ) ) قصهء پاره ربايى در برين * مىحكايت كرد او با آن و اين ن 1124 6 - ك 377 10 برين : به ضمّ اوّل ، بريدن .

--> ( 1 ) عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 380 ، حديث 2 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء قصص ، آيهء 72 . .